محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
440
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
شنيد كه سپاه نصرت دستگاه « 1 » به جاجرم رسيد ، خود را بحوالى مشهد مقدس كشيد . و بعد از آنكه اردوى جهان پوى را بقصبهء اسفراين اتفاق وصول افتاد ، از مشهد بولايت جام علم انهزام ارتفاع داد و نوبت ديگر از جام ايلچى فرستاده موكب ستاره نظام را به آن مقام تكليف و ترغيب نمود بموجبى كه در نامهاشمندرج است و صورت اين داعيهاش نيز از كلك تمنا بر لوح وقوع مرتسم نگرديد و از ترتيب اين مقدمات هم نتيجهء مطلوبش بظهور نرسيد و بموجب كريمه « إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كاذِبٌ » « 2 » ، توفيق هدايت رفيق حال و قرين آمالش نگرديد . و با آنهمه اظهار دوستى و الفت چون از حيلهء صدق و سداد عارى بود ، در وادى نفاق و عناد سرگشته مانده به منزل مراد نرسيد و چون از هيچ جهت فتح بابى و از هيچ ممر راه صوابى او را دست نداد و درى از مدعا بر وى اميدش نگشاد ، دست طلب در حلقهء در ديگر زد و سلسله جنبان غرض ديگر شده ، گشاد كار و حصول مقاصد خاطر اميدوار از آن درخواست ز يكدر اگر بر نيامد مراد * در ديگر از جهد بايد گشاد نبايد بكنج ملالت نشست * در فكر بر روى اميد بست ز هر در كه ممكن بود چاره جست * مكن در طلب پاى تدبير سست تبيين اين مقال و كشف اين حال آنكه در آنوقت كه عبد المؤمن سلطان از استماع وصول رايت فيروزى آيت به قصبهء جاجرم ، از مشهد مقدس بولايت جام نهضت نمود ، طبيعت محتال و فكرت خديعت آمالش اقتضاى آن كرد كه چون از اظهار مراسم دوستى و محبت و ايراد لوازم و داد و مودت با نواب ولايت منزلت مرتضوى نسبت صفوى طينت ثمرى از نهال مدعيات مكر آميزش بحصول نپيوست و اثرى از ارسال مفاوضات و مكاتبات كيد انگيزش بوصول نينجاميد ، صورت انديشهء ديگر پيش نظر خيال آورده باظهار محبت اهل بيت و آل متمسك گرديد و لواى دوستى آل على
--> ( 1 ) - م : پناه . ( 2 ) - سورهء 39 آيهء 3